محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
836
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
[ فتح قتيبه شومان و سغد و بخارا را ] و سال نود و يك اندر آمد ، قتيبه به غزاى شومان و كش و نخشب رفت و سبب آن بود كه غيسلشتان كه ملك شومان بود عامل قتيبه را از ناحيت خود بيرون كرد و مالى كه هر سال قتيبه را دادى بازگرفت . عيّاش غنوى را با مردى ديگر از خراسان به نزديك او فرستاد كه مال مواضعهء هر سالى بخواهد . چون به در شهر رسيدند ، گروهى از شهر بيرون آمدند و نگذاشتند كه ايشان به شهر اندر شوند . خراسانى بازگشت . عيّاش گفت : من حرب كنم . و روى بدان مردمان نهاد و حرب كرد و همه را بپراگند . مردى بود مسلمان نام او مهلَّب . از پس او اندر آمد و او را بكشت . و ايدون گويند كه شصت جاى جراحت رسيده بودش . پس آن مردمان اندوهگن شدند و گفتند مردى چنين ببازى نبايست كشتن و خبر به قتيبه رسيد ، تافته گشت . از مرو برداشت و برفت . ملك شومان به حصار اندر شد . قتيبه بفرمود تا منجنيق بساختند و حرب سخت شد . ملك شومان دانست كه كار ببود . آن مال كه او را بود از زر و سيم و جواهر در زير زمين پنهان كرد و خود با ياران بيرون آمد و حرب كرد تا كشته شدند . و قتيبه بسيار غنيمت و خواسته يافت و بردگان ، و از آنجا برداشت و به كش و نخشب آمد ، و آنجا نيز بگشاد . و عبد الرّحمن برادر خويش را